سجادسجاد، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

نی نی سجاد

سفر به یزد

عسل مامان عید سال 1389 با مامان و بابا و مامانی و بابایی و دایی و دو تا خاله ها رفتیم به یزد برای گردش . آخه سه تا از دوستان پدربزرگت اونجا زندگی می کنند و هر چند وقت یه بار یا ما می رویم اونجا یا اونا می آیند اینجا . خیلی بهمون خوش گذشت.ما رو بردن به روستاشون و باغشون رو دیدیم. رفتیم بازار ترمه ش رو دیدیم. پارک کوهستانش رو دیدیم . مجموعه ی امیرچقماقش رو دیدیم. ما سه روز اونجا بودیم وقتی می خواستیم برگردیم قطاب و باقلوا آوردیم. سجاد 7 ماهه و مجموعه امیرچقماق     ...
31 خرداد 1390

پیک نیک

عسلم دیروز که رفته بودیم پیک نیک  ... خیلی آروم بودی غذا که جوجه کباب  بود رو خوب نخوردی ریحانه ( دختر خاله   مامان ) که 5 ماه از تو کوچکتره خیلی شیطونه همه اسمش رو   گذاشتند زلزله .   واه واه واه از این طرف می گیریش از اون طرف جیم میشه .         دیروز همه می گفتند اینکه  پسره ( سجاد ) چه آرومه ولی اینکه  دختره ( ریحانه ) چه شیطونه . سجاد گله دیروز یه کمی هم آب بازی کردی  ولی چون آب جوب    کمی سرد بود من می ترسیدم که سرما بخوری     ...
28 خرداد 1390

کتاب خوانی

قربون این کتاب خوان برم     پسرم از حمام اومده بود و داشت مجله ای رو که باباش خریده بود رو می خوند  در سن یک سال و هفت ماهگی    ...
28 خرداد 1390

دوستی با ستایش

در این عکس سجاد در سن 11 ماهگی در انزلی خونه ی مادربزرگ و پدربزرگشه ... اون روز برای سجاد مهمون اومده بود بله یک دختر خوشگل که اسمش ستایشه و 5 ماه از سجاد بزرگتره . خیلی دختر آرومیه .                                                 می بینیند که سجاد می خواد موهاش رو بکشه...                   ...
24 خرداد 1390

دندون پنجم

پنجمین دندون یا دندون نیش سجاد در تاریخ 1389/3/20 شکافته شد یعنی سجاد در سن 9 ماه و نیمه دندون پنجمش هم شکافته شد     ...
20 خرداد 1390

کودک 9ماهه ای پدر خود را راهی بیمارستان کرد

  تا حالا جایی شنیدید یا دیدید که بگویند یه کودک 9ماهه ای پدر خود را راهی بیمارستان کرد؟     آره سجاد این کارو کرد اون پنج شنبه 6 خرداد 1389 وقتی پدرش داشت باهاش بازی میکرد دست زد تو چشم پدرش و قرنیه ی چشم پدرش رو خراشیده کرد . پدرش خیلی چشمش می سوخت. تازه پدرش فردای اون روز امتحان میان ترم دانشگاه داشت من به پدرش گفتم تو چقدر نازک نارنجی هستی آخه نمی دونستم که اینقدر اذیت شده و درد میکشه فکر کردم یک تو چشم زدن معمولیه. وقتی دیدم نه می تونه درس بخونه نه بخوابه بهش گفتم بیا بریم ...
16 خرداد 1390

چهار دست و پا

سجاد گل مامان  در تاریخ 5 خرداد 1389 شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و چون تپل    بود دیر راه افتاد یعنی درست 9 ماهش بود که چهار دست و پا می رفت .       قربونش برم عزیزم رو .   اول عقب عقب می رفت و می نشست بعد از چند روز بلد شده بود که چطوری مستقیم راهش رو بگیره و بره .  ...
16 خرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی سجاد می باشد